• خانه
نکات‌پرس
سه شنبه, بهمن ۲۸, ۱۴۰۴
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
نکات‌پرس
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج

۲۴ ساعتِ نفس‌گیر

۱۴۰۴/۱۱/۲۷
در نکات دیگران
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
۲۴ ساعتِ نفس‌گیر


بیست‌وچهار ساعت پایانی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از فشرده‌ترین، پرحادثه‌ترین و در عین حال تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است؛ ساعاتی که در آن، خیابان، پادگان، بیمارستان، زندان، رادیو و تلویزیون و حتی اتاق‌های فکر کاخ سفید، هم‌زمان درگیر سرنوشتی واحد بودند. مرور اسناد، گزارش‌ها و روایت‌های ثبت‌شده از این بازه زمانی، نشان می‌دهد که چگونه یک جنبش مردمیِ پانزده‌ساله، در برخورد نهایی با ساختار قدرت، به نقطه بی‌بازگشت رسید.

 

حوالی ساعت ۲۱

وضعیت نابسامان شب‌های بهمن سال ۵۷ هر شب تغییر می‌کرد. شب بیستم بهمن از حدود ساعت ۹ شب ناگهان در شرق تهران تیراندازی های مکرر بگوش رسید و مردم از خانه ها بیرون ریختند و بار دیگر فریاد الله اکبر تهران را فرا گرفت. صدای تیراندازی‌های از منطقه شرق تهران شروع شد. «به گفته شاهدان عینی و تلفن هایی که در حدود ساعت ده شب به روزنامه شد حاکی از این بود که سربازان داخل پادگان دوشان نیه با گفتن الله اکبر از مردم کمک میخواهند علت کمک خواستن این عده بنا بر اظهار اهالی اطراف دوشان تپه حمله یک دسته از افراد گارد جاویدان به داخل پادگان و تیراندازی به طرف سربازان داخل پادگان بوده است.»[۱]

از طرف دیگر در مقابل بیمارستان جرجانی نیز در پادگان نیروی هوایی تیراندازی شد، میان افراد نیروی هوایی و افراد گارد درگیری بوجود آمد ساعت ده شب هنگامی که خبرنگاران و عکاسان روزنامه به مقابل پادگان رفتند کلیه خیابانها و اطراف پادگان و بیمارستان جرجانی توسط سربازان و ماموران فرمانداری نظامی محاصره شده بود.

 

 روز بیست‌ویکم

صبح ۲۱ بهمن، تهران از نخستین ساعات روز، چهره‌ای ملتهب داشت. ساعت ۹:۳۰، خروج حدود ۱۵۰۰ نفر از نظامیان نیروی هوایی از پادگان مهرآباد و حرکت آنان به‌سمت میدان شهیاد (آزادی)، نشانه‌ای آشکار از گسترش نافرمانی در بدنه ارتش بود؛ اتفاقی که تنها دو روز پس از بیعت تاریخی همافران با امام خمینی، معنایی فراتر از یک حرکت اعتراضی داشت.

 

کمی بعد، در ساعت ۱۰:۱۵، خیابان شاهرضا (انقلاب) شاهد تجمع ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از مردم بود که با شعار «ملت چرا نشستید، همافران را کشتند» به‌سمت میدان فردوسی حرکت می‌کردند.[۲] این شعار، هم خبر می‌داد و هم تحریک می‌کرد؛ خبر از درگیری‌های خونین اطراف پایگاه‌های نظامی و تحریک افکار عمومی برای حضور فعال‌تر در صحنه.

«در پی حوادث شب گذشته و ماجراهایی که در شرق تهران گذشت، امروز نیز تظاهرات گسترده ای در نقاط مختلف تهران صورت گرفت. شایعاتی که در مورد تیر اندازی های دیشب و کشته شدن افراد نیروی هوایی از شب گذشته تهران را بخود مشغول کرد، موجب شد که از ساعت هشت صبح امروز در خیابان های فرح آباد ژاله ، تهران نو ، میدان شهدا (ژاله)، اطراف میدان شهناز، مقابل پادگان نیروی هوائی در دوشان تپه و مقابل بیمارستان جرجانی تظاهراتی از طرف مخالفان دولت انجام گیرد»[۳]

گزارش گروههای سیار خبرنگاران اطلاعات که به نقاط مختلف و مراکز تظاهرات رفته اند، حاکی است که بامداد امروز کارکنان اعتصابی شهرداری و سازمان برق منطقه‌ای در میدان ژاله جمع شدند و به عنوان اعتراض به و قابع دیشب دست به تظاهرات زدند.

در همین ساعات، گزارش‌ها از درگیری میان مأموران فرمانداری نظامی با نیروهای هوایی و مردم در اطراف ستاد نیروی هوایی در فرح‌آباد (دوشان‌تپه، انتهای خیابان پیروزی فعلی) حکایت داشت. این درگیری‌ها نشان می‌داد که کنترل فرمانداری نظامی بر اوضاع، بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده است.

 

مسلح شدن مردم

 خبرنگار روزنامه اطلاعات از ساعت ۱۲ ظهر روز ۲۱ ام می‌نویسد: «یکی از خبرنگاران ما در ساعت ۱۲ از تهران نو گزارش داد که مردم سه تانک را از سربازان گارد گرفتند. ولی چون موفق به استفاده از آن نیستند بدنبال افراد نیروی هوایی هستند تا آنها را به این افراد تحویل دهند. حدود ۱۵۰ قبضه اسلحه نیز از افراد گارد گرفته شده که مردم با آنها در پشت سنگر هائی که در خیابان ها ایجاد کرده اند در کمین اند. پس یک ربع ساعت بعد از همین خبرنگار اطلاع داد که با کمک گروهی از همافران و افراد نیروی هوایی که لباس شخصی تن داشتند ، دو تانک از کوچه به خیابان تهران نو آورده شد.»[۴]

 بررسی این اوضاع و وقایعی که پیش می‌رفت، مسئولین نظامی امر را وادار به واکنش کرد؛ به این ترتیب در ساعت ۱۴، فرماندار نظامی تهران با صدور اطلاعیه‌ای، منع رفت‌وآمد از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد روز بعد را اعلام کرد. این تصمیم، در ظاهر تلاشی برای بازگرداندن نظم بود، اما در عمل، به یکی از عوامل تسریع‌کننده فروپاشی نظم حکومت پهلوی تبدیل شد.

 

گزارش یکی از افسران ساواک از منزل خود در ساعت ۱۶:۵۰ از حرکت دو دستگاه وانت پر از افراد غیرنظامیِ مسلح، همراه با موتورسواران، به‌سمت کلانتری نارمک خبر می‌دهد. او در گزارش خود از پیوستن مردم با کارد و بنزین، تصویری روشن از تغییر موازنه قدرت ارائه می‌دهد. او در این گزارش صراحتاً هشدار می‌دهد که در صورت عدم اقدام فرماندار نظامی، کلانتری سقوط خواهد کرد. [۵]

 

منع آمد و شد

ساعت ۲۰، دومین اطلاعیه فرمانداری نظامی منتشر شد و زمان منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ ظهر روز ۲۲ بهمن تمدید گردید. این تمدید، نه‌تنها مردم را از خیابان‌ها دور نکرد، بلکه به‌نوعی مشروعیت فرمانداری نظامی را نیز در افکار عمومی از بین برد.

در ساعت ۲۲، فریاد «الله‌اکبر» سربازان در پادگان دوشان‌تپه، نشانه‌ای نمادین از شکسته‌شدن هیبت نظامی رژیم بود؛ صدایی که دیگر تنها از پشت‌بام خانه‌ها نمی‌آمد، بلکه از دل پادگان‌ها برخاسته بود.

شب ۲۱ بهمن تا بامداد ۲۲ بهمن، تهران عملاً به شهری بی‌خواب تبدیل شد. خیابان‌ها در کنترل کامل نیروهای نظامی نبود و در بسیاری از مناطق، مردم با ایجاد سنگر و تصرف مراکز انتظامی، عملاً اداره محلی شهر را در دست گرفته بودند. در این ساعات، دیگر فرمانداری نظامی نه ابزار اجرایی مؤثر داشت و نه از اطاعت عمومی برخوردار بود.

 

یک صبح خونین

ساعت ۴:۳۰ بامداد، ورود یک تانک به محوطه بیمارستان جرجانی در خیابان دماوند و تخریب چند آمبولانس و خودرو، یکی از خشن‌ترین وقایع ساعات پایانی حیات رژیم بود. اما واکنش مردم، معادله را تغییر داد: حمله به تانک و تصرف آن در فاصله پنجاه متری بیمارستان، نشان داد که حتی زرهی‌ترین ابزار هم دیگر کارایی گذشته را ندارد. در ساعت ۸ صبح، گروه‌های گسترده‌ای از کارکنان وزارت کشور، شهرداری‌ها و صنایع نظامی مقابل منزل امام خمینی تجمع کردند. اگرچه به دلیل بیماری و تب، دیداری صورت نگرفت، اما همین حضور، نشانه‌ای از پیوستن بدنه اداری کشور به انقلاب بود. ساعت ۱۰، فراخوان عمومی برای اهدای خون در خیابان‌ها منتشر شد. حجم بالای مجروحان روزهای قبل، ذخایر بیمارستان‌ها را به پایان رسانده بود و این فراخوان، بار دیگر پیوند همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشت.

 

ارتشِ بی‌طرف

نقطه عطف صبح ۲۲ بهمن، ساعت ۱۰:۳۰ رقم خورد؛ زمانی که در جلسه سران ارتش، بی‌طرفی ارتش اعلام شد. متن این بی‌طرفی در ساعت ۱۳:۱۵ با قطع برنامه‌های رادیو قرائت شد و عملاً ستون فقرات نظام سلطنتی را فرو ریخت.

تا ساعت ۱۲، سربازان نیروی هوایی موفق شدند گارد جاویدان را کنار زده و از پادگان‌ها خارج شوند. در ساعت ۱۴، قرارگاه شماره یک پلیس تهران در کاخ گلستان به دست انقلابیون افتاد و ساعاتی بعد، زندان ساواک با تانک‌های غنیمتی فتح شد؛ نمادی از پایان یکی از مخوف‌ترین نهادهای امنیتی رژیم.

 

غوغا در کاخ سفید

ساعت حوالی ۱۶ کاخ سفید میزبان جلسه مهمی بود. ساعت ۸ صبح[۶] کمیسیون ویژه هماهنگی در کاخ سفید با حضور: برژینسکی[۷]، چارلز دانکن[۸]، ویلیام اسمیت، کارلوچی[۹] دیوید نیوسام[۱۰] و هارولد ساندرز[۱۱]، برنارد راجرز[۱۲]،گری‌سیک[۱۳]، استانسفیلد ترنر[۱۴]و… [در زمان این جلسه کارتر[رئیس‌جمهور] و سایروس‌ونس[۱۵] در تعطیلات آخر هفته در کمپ دیوید بود و با تماس تلفنی در ادامه به جلسه اضافه شدند.]

در ساعت ۱۶ به وقت تهران، جلسه کمیسیون ویژه هماهنگی در کاخ سفید آغاز شد؛ نشستی با حضور مقامات ارشد امنیتی و نظامی آمریکا از جمله برژینسکی، استانسفیلد ترنر و دیگران.

برژنسکی در خاطرات خود از این جلسه می‌نویسد عقیده اعضای شورا بر این بود که اوضاع ایران از کنترل خارج شده است و ما با سقوط کامل شاپور بختیار مواجه هستیم.

اوضاع ایران از کنترل خارج شده است و ما با سقوط کامل شاپور بختیار مواجه هستیم. ما در این جلسه روی سه محور بحث کردیم؛ «اول، تشویق به همکاری ارتش ایران با مهدی بازرگان، که از سوی آیت الله خمینی به جانشینی بختیار انتخاب شده است. دوم توصیه به ارتش ایران برای تسلیم شدن در مقابل انتقال قدرت و تمرکز روی حفظ وحدت و استقرار در پادگانها. سوم تشویق ارتش ایران برای اعاده نظم و کنترل اوضاع سیاسی»، البته در صورتی که ارتش توانایی و اراده چنین کاری را داشته باشد.

مسئله دیگری که در این جلسه مطرح شد آمادگی امریکا برای تخلیه امریکاییان مقیم ایران بود. برای این اقدام اعزام واحدهایی از نیروی دریایی و شش فروند هلیکوپتر به سواحل آزور در پرتغال برای اعزام احتمالی آنها به پایگاه‌های ترکیه مطرح شد. [۱۶]

علاوه بر این قرار شد از تفنگداران نیروی دریایی برای تقویت گروه امنیتی سفارت آمریکا در تهران نیز استفاده شود و هلیکوپترهایی برای تخلیه اضطراری آمریکایی‌ها آماده شوند و به لشکر ۸۲ هوابرد نیز آماده باش داده شود.

 

در این بین کریستوفر گفت که ویلیام سولیوان در تهران معتقد است که تخلیه امریکایی‌ها اجرا نشود سولیوان پیشنهاد داده است که بهترین راه، کسب توافق دولت مهدی بازرگان برای حفظ جان امریکایی‌هاست. بنابراین پیشنهاد شورا تصمیم گرفت به امریکایی‌های مقیم ایران توصیه کند تا در خانه هایشان بمانند و در تظاهرات و تجمع ها شرکت نکنند.

 

به اعتقاد برژینسکی ارتش ایران در اوضاع و احوال فعلی نمی تواند کاری انجام دهد، و به حمایت از شاپور بختیار نیز تمایلی ندارد برژینسکی این پرسش را مطرح کرد که «آیا این به مفهوم تمایل ارتش به حمایت از آیت الله خمینی بود؟ در ادامه کریستوفر پیشنهاد کرد که ما ارتش را تشویق کنیم تا با حفظ اتحاد خود از هر دولتی که در رأس کار باشد، دفاع کند. برژینسکی از اینکه نظریه مخالفی در این باره وجود نداشت تعجب کرد و گفت اگر دولت جدید هوشیار باشد نظامیان را فوراً تصفیه نخواهد کرد بلکه آنها را سر فرصت و یکی یکی گیر خواهد انداخت.[۱۷]

 

کودتا برای حفظ رژیم

در این جلسه، گزینه کودتا هم بررسی شد، چارلز دانکن با ژنرال هایزر تماس گرفت: «سرهنگ اسپنسر اطلاع داد که دانکن معاون وزیر دفاع می خواهد روی خط امن با من صحبت کند. از هیگ خواستم او جواب بدهد، اما ابا کرد. در اتاق من، یک تلفن امن بود و یک تلفن دیگر هم در اتاق سرهنگ اسپنسر بود. به هیگ پیشنهاد کردم که گوشی اتاق مرا بردارد و به مکالمه ای که من از اتاق اسپنسر انجام می دادم گوش دهد. هیگ قبول کرد.

وقتی مکالمه شروع شد، اطلاع دادم که هیگ با من است. ژنرال دیوید جونز، رئیس ستاد مشترک هم گفت که در آن سوی خط، دانکن و برژینسکی هم حضور دارند. دانکن رشته ی سخن را به دست گرفت. از من پرسید آیا از اوضاع تهران خبر دارم؟ گفتم بله.

سئوال بعدی دانکن سئوال تندی بود، پرسید آیا مایلم دوباره به تهران بروم ورهبری کودتا را بر عهده بگیرم؟ گفتم قبلا بارها گفته‌ام که اگر رهبری ارتش ایران از صحنه کنار برود، تمامی سیستم ارتش سقوط خواهد کرد. در شرایط کنونی که رهبری ارتش در زندان است، اوضاع وخیم تر است، لذا طرح‌هایی که در مدت اقامت من در تهران تهیه شده بود، دیگر عملی نیست.»[۱۸]

به این ترتیب گزینه کودتا هم رد شد.

 

صدای انقلاب اسلامی ایران

در ساعت ۱۷:۴۰، گزارش عقب‌نشینی تانک‌های ارتش از رادیو و تلویزیون ملی ایران به اعضای این کمیسیون رسید؛ گزارشی که عملاً پایان امید آمریکا به حفظ ساختار پیشین قدرت را رقم زد.

 در ساعت ۱۸، نیروهای انقلاب بدون درگیری وارد ساختمان رادیو و تلویزیون شدند: «عصر ما تصمیم گرفتیم که برویم رادیو و تلویزیون را تصرف کنیم. آنجا هم زدوخورد بود و به خصوص در جام جم خیلی از نیروهای ارتشی استقامت می‌کردند؛ چون رادیو را اگر کسی بگیرد کار دیگر تمام است. من چهار نفر مسلح برداشتم و رفتم برای تصرف رادیو. یک ایستگاه رادیو داریم در بیسیم، نزدیک چهارراه سید خندان. ما تا نزدیکی‌های چهارراه قصر توانستیم برویم هرجا که رفتیم دیدیم که تیراندازی است، نمی گذاشتند که برویم توی خود بیسیم.

 البته یک مهندسی در تماس با ما بود و میگفت اگر خودتان را برسانید داخل رادیو آنجا تعطیل بود، همه فرار کرده بودند من دستگاه را راه می‌اندازم.»[۱۹]

محلاتی و تیم‌ش با هر زحمتی بود خودشان را به داخل رساندند: «[بالاخره] ما رفتیم داخل بیسیم. ساعت۵:۳۰ بعدازظهر بود سه ربع یک ساعتی طول کشید تا این بنده خدا دستگاه را راه انداخت. من هم یک نوار قرآن برده بودم و یک نوار خمینی ای امام یک سرود هم بود که ظاهراً آن موقع میخواندند یک پیامی هم آن روز امام داشتند که مردم از خودشان دفاع کنند و دستورالعمل آن روز بود ما رفتیم آنجا ساعت ۶:۱۵ بود. رادیو را روشن کردیم و گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. این صدای انقلاب اسلامی ایران است.»[۲۰]

 

دستگیری سران و تحویل به ستاد

ساعت ۱۹، پیام امام خمینی از تلویزیون پخش شد و از مبارزان خواسته شد که به زندانیان آسیبی نرسد؛ پیامی که نشان می‌داد حتی در اوج پیروزی، کنترل اخلاقی و سیاسی جنبش حفظ شده است.

در ساعت ۲۰، برخی فرماندهان نظامی با دفتر نخست‌وزیری تماس گرفتند و برائت خود از حکومت پهلوی را اعلام کردند: «با دفتر موقت نخست‌وزیری گرفته می‌شود. فرماندهان ضمن اعلام وفاداری از اینکه مطالب تلویزیون مردم را علیه آنها شورانده است نگرانند. در ستاد گفته می‌شود که نگرانی موردی ندارد و بهتر است آنها با تلویزیون تماس بگیرند. در تلویزیون بعد از آنکه «نزیه» رئیس کانون وکلا در پیامی به ملت از آنها میخواهد که به بناها و ساختمان‌های دولتی آسیبی نرسانند و بدنبال اعلام دستگیری تیمسار صدری رئیس اسبق شهربانی، گفتگوی فرماندهان گارد پخش می‌شود. نخستین پیام از سوی تیمسار نشاط است. نشاط میگوید: رفقا علیه ما خبر دروغ منتشر کرده اند خواهش می‌کنم، هیئت منصفه‌ای بیاید، وضع ما را ببیند. ما روزی نام‌مان گارد شاهنشاهی بود فردا نام دیگری که ملت بما بدهد قبول می‌کنیم. ما اسلحه برنمی‌داریم. ما باعث و حشت ملت نمی‌شویم.»[۲۱] دقایقی بعد، در ساعت ۲۰:۱۵، چهره‌هایی چون هویدا، نصیری و نیک‌پی دستگیر و تحویل ستادهای انقلابی شدند.

 

 

 

 


[۱] روزنامه اطلاعات ۲۱/۱۱/۱۳۵۷ ص ۲

[۲] مرکز بررسی اسناد تاریخی(۱۳۸۶) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (کتاب‌بیست‌و‌پنجم)، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص ۳۹۱

[۳] روزنامه اطلاعات ۲۱/۱۱/۱۳۵۷ ص ۲

[۴] روزنامه اطلاعات ۲۱/۱۱/۱۳۵۷ ص ۲

[۵] انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (کتاب‌بیست‌و‌پنجم)، ص ۳۹۵

[۶] این جلسه در ساعت ۸ صبح به وقت آمریکا آغاز شد، با توجه به اختلاف هفت ساعت و سی‌دقیقه‌ای بین وقت رسمی در ایران و آمریکا این جلسه در ساعت ۱۶ به وقت تهران آغاز شد.

[۷] مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور ایالات متحده

[۸] معاون وزیر دفاع ایالات متحده

[۹] معاون رئیس سازمان اطلاعات مرکزی (سیا)

[۱۰] معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده

[۱۱] دستیار وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک ایالات متحده

[۱۲] فرمانده عالی نیروهای متفقین ناتو در اروپا

[۱۳] متخصص امور ایران و عضو ارشد شورای امنیت ملی کاخ سفید

[۱۴] مدیر سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (سیا)

[۱۵] وزیر امور خارجه ایالات متحده

[۱۶] ترجمه: یزدان‌یار، منوچهر (۱۳۶۲) سقوط شاه – جان گروگانها و منافع ملی – خاطرات برژینسکی، تهران: بهارستان، ص ۶۰

[۱۷] سقوط شاه – جان گروگانها و منافع ملی – خاطرات برژینسکی، ص ۶۱

[۱۸] ترجمه: رشیدی، ع (۱۳۶۵) ماموریت در تهران – خاطرات ژنرال هایزر، تهران: اطلاعات، ص ۳۰۳

[۱۹] مرکز اسناد انقلاب اسلامی(۱۴۰۰)خاطرات و مبازات شهید محلاتی، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۶۸

[۲۰] همان

[۲۱] روزنامه اطلاعات ۲۳/۱۱/۵۷ ص ۲



منبع: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi
  • خانه

© 2024 تمام حقوق برای نکات‌پرس محفوظ است.

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه

© 2024 تمام حقوق برای نکات‌پرس محفوظ است.