در ظاهر، مقامهای آمریکایی ادعا میکردند که در امور شیلی روش عدم مداخله را در پیش گرفتهاند، اما دولت نیکسون مخفیانه طرح برنامهای را میریخت که زمامداری آلنده را غیرممکن سازد. سیاست کلی را هنری کیسینجر طرحریزی کرد و در این طرح روی نابود ساختن اقتصاد شیلی تأکید زیادی شد. این فشار اقتصادی شامل قطع کمکهای اقتصادی، محروم کردن شیلی از اعتبارات مؤسسات مالی بینالمللی و تشویق شرکتهای بزرگ آمریکایی به قطع اعتبارات به شیلی میشد. این اعتبارات نود درصد کاهش یافت. وزارت بودجه[=خزانهداری] تحت سرپرستی جان کانلی و جان هنسی این سیاست را تشدید کرد. کار وزارت بودجه تشدید اقدامهای اقتصادی گروههای مخالف داخلی شیلی، بهخصوص اعتصابات فلجکننده معادن و وسائل حمل و نقل بود. در این مورد به طور مثال تأثیر نقصان اعتبار خارجی همراه با اعتصابات معادن مس به روی ارز خارجی شیلی ویرانگر بود.(۱)
جابجایى مأمورین
در این ضمن کیسینجر اقدام به ایجاد یک «دسته کشوری» جدید کرد. هنری هکشر، رئیس شعبه سیا در شیلی، که پیشبینی کرده بود آلنده در انتخابات شکست خواهد خورد، از کار برکنار و «ریموند وارن» که یک عامل باتجربه سیا در کلمبیا، بولیوى و خود شیلی بود به جای او انتخاب شد. در سال ۱۹۷۱، ادوارد گری، سفیر آمریکا در شیلی، که از لحاظ سیاسی کمی مستقل بود از کار برکنار و «ناتانیل دیویس» که در خدمات خارجی سابقه زیادی داشت به جای او گماشته شد. دیویس به عنوان سفیر آمریکا در گواتمالا در دوران برنامه «ساکتسازی» دهه شصت شرکت کرده بود و به عنوان کسی که از دستورات کیسینجر پیروی خواهد کرد، روی او حساب میکردند.
پس از اینکه آلنده رسماً به کار مشغول شد، سیا شش میلیون دلار برای اقدامات واژگونسازی دولت وارد شیلی کرد. سفیر آمریکا، دیویس، نظارت کلی بر این اقدامها را به عهده داشت، اما رئیس شعبه سیا، وارن، هر روز نتایج را کنترل میکرد. وارن قادر بود به تمام مأمورین سیا که در سراسر کشور پراکنده بودند سر بزند. نقش او را میتوان به رهبر ارکستری تشبیه کرد که حداکثر تأثیر را از انواع و اقسام آلات موسیقی بیرون میکشد. رئیس سابق خدمات سرّی، ریچارد بیسل اظهار داشت:«برای موقعیتهایی که اقدام همهجانبه با تعدادی از عملیات جداگانه که به روی پشتیبانی و تکمیل یکدیگر طرحریزی شدهاند تا تأثیر ترکیبی مهمی داشته باشند صورت میگیرد، دخالت سرّی شاید مؤثرترین روش باشد.»(۲)
تبلیغ خطر دروغین «نابودی آزادی مطبوعات»
این فلسفه با تأثیر حیرتانگیزی در شیلی به عمل درآمد. سازمان سیا کوششهای خود را در چهار حوزه متمرکز کرد: با افزایش کمکهای مالی خود، یک میلیون و نیم دلار دیگر به المرکوریو داد.(۳) با راهنمایی سیا، این روزنامه از یک نشریه شبیه «والاستریتژورنال» به یک نشریه شبیه «نیویورکدیلینیوز» تغییر شکل یافت، و روزنامه با عنوانهای جنجالی و عکسهایی از تانکهای شوروی در صفحه اول چاپ میشد.(۴) «سیا» صرف این هزینه سنگین را در مورد المرکوریو برای کمیته چهلگانه با این استدلال توجیه کرد که دولت آلنده قصد داشت این روزنامه را تعطیل کرده و به طور کلى مطبوعات آزاد! در خطر تعطیل شدن بودند… حال آنکه گزارش سنا حاکی از این است که «مطبوعات آزاد ماندند» و حتی برآوردهای خود سیا حاکی از این بود که المرکوریو توانسته بود استقلال خود را حفظ کند.
در تمام مبارزه تبلیغی سیا در سطح بینالمللی علیه آلنده، این مسئلۀ خطر ساختگی تعطیل شدن روزنامههای آزاد، مهمترین موضوع را تشکیل میداد. با این اتهام ساختگی، سازمان سیا توانست روزنامههای سراسرجهان – از آن جمله اکثر روزنامههای آمریکایی – را متقاعد سازد که آلنده قصد چنین کاری را دارد. علاوه بر آن سیا به وسیله دستهبندی درهمی از روزنامهها، مجلات و کانالهای رادیویی و تلویزیونی توقیفی، تبلیغات خود را در سراسر کشور منتشر میساخت.(۵)
برزیلیهای طرفدار آمریکا و سرویسهای سرّی تمام کشورهای «متحد» با کمکهای پنهانی این عملیات سرّی را تکمیل و از آنها حمایت میکردند. برزیلیهایی که برای کودتای سال ۱۹۶۴ خود علیه یک رئیسجمهوری متمایل به چپ آموزش دیده بودند ظاهراً در ایجاد هرج و مرج در شیلی نقش عمدهای بازی میکردند. رئیس یک سازمان برزیلی، دکتر گیکن دوپیوا، بعد از کودتا در یک مصاحبه با روزنامه «واشنگتنپست» لافزنان گفت:«دستورالعمل پختن شیرینی موجود است و هر وقت خواستید میتوانید شیرینی را بپزید. ما دیدیم که چهطور این دستورالعمل در برزیل و حالا هم در شیلی با موفقیت عمل شد.»(۶)
در شیلی و همینطور هم در برزیل، سیا به برنامهریزان دستراستی مبالغ زیادی کمک مالی کرد که برای هماهنگ ساختن عملیات جاسوسی و توزیع اوراق تبلیغی و سازماندهی واحدهای شبهنظامی به کار رفت. مقداری از پول سیا برای تأمین هزینه گروههای شبه نظامی و تروریستی مثل گروه بدنام «پاتریا ایلیبرتاد» که یکی از گروههای آشوبطلب افراطی بود، خرج شد. وجوه دیگر سیا، از طریق مجراهای مختلف در راه حمایت از اعتصاباتی که رژیم آلنده را به ستوه آورده بود به کار رفت. صد و هشت رهبر انجمنهای صنفی متشکل از کارمندان و منشیها – که بعضیها مستقیماً از سیا پول دریافت میداشتند – در مؤسسه «پرورش کارگران آزاد» و یکی از مؤسسات وابسته به «آ اف آی – سی آی او» که به گفته عامل سیا، فیلیپ آگی، با نظارت سیا تأسیس شده بود، در ایالات متحده آموزش دیدند. گرچه کمیته چهلگانه پیشنهادهای سیا را برای حمایت مستقیم از دو اعتصاب کامیونداران که در سال ۱۹۷۲ و ۱۹۷۳ تأثیر ویرانگری بر اقتصاد شیلی داشتند، رد کرد، اما سیا به محافل خصوصی پول داد که آنها هم با اطلاع سیا این پول را به اعتصابیون دادند.(۷)
کودتای نظامی، هدف نهایی
اگر چه دولت نیکسون کمک مالی به شیلی را قطع کرد، اما همچنان به فرستادن کمک نظامی ادامه داد. دولت نیکسون میخواست روابط دوستانه خود را با افسران شیلی، که آمریکا همیشه با آنها تماس زیادی داشت، حفظ کند. سیا برای انجام کودتا – که حداقل از سال ۱۹۶۹ آن را تشویق میکرد – شروع به توطئهچینی کرد. کمیته ویژه سنا گزارش داد:«در نوامبر (۱۹۷۱)، سیا پیشنهاد کرد که هدف نهایی برنامه نفوذ نظامی، یک کودتای نظامی است. از ستاد مرکزی با این نتیجهگیری از هدف مخالفت شد و به سیا هشدار دادند که برای شرکت در کودتا موافقت کمیته چهلگانه جلب نشده است. اما، ستاد فرماندهی پذیرفت که کشیدن ارتباط محکم بین نظارت بر کودتا و شرکت در آن کار مشکلی است. ستاد فرماندهی همچنین متوجه بود که تمایل ایالات متحده به داشتن روابط مخفیانه با توطئهگران کودتا، به هر منظوری که باشد، به آنها ثابت میکند که ایالات متحده از برنامههای آتی آنها حمایت خواهد کرد.»(۸)
در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، گروهی از مأمورین سیاسی و نظامی – گروهی که تحت نفوذ سیا بودند – دولت آلنده را سرنگون کردند. ماه بعد، رئیس سیا «ویلیام کلبی» که زبان تشریحی بوروکراسی را در سخنانش به کار میبرد به یک کمیته مجلس نمایندگان اظهار داشت که سیا «درکی کلی از فساد موقعیت سیاسی و اقتصادی داشت و نیروی دریایی شیلی به کودتا اصرار میورزید و سرانجام هم کودتا صورت گرفت.» هنری کیسینجر هنگام گواهی دادن با آنکه سوگند خورده بود حقیقت را بگوید، گفت:«سیا در کودتا اصلاً دخالتی نداشت، مگر اینکه من خبر نداشته باشم و این شرط را برای این به کار بردم که شاید آنجا آدم دیوانه پیدا شده باشد که به کسی چیزی گفته باشد.»(۹) اگر کیسینجر دارد درباره عدم دخالت مستقیم سیا حقیقت را میگوید دست کم این ادعای او که ایالات متحده – بهخصوص سیا – در واژگون کردن دولتی که سه سال تمام برای سقوط آن فعالیت کرده بودند دخالتی نداشته، دروغ است.
اسناد داخلی خود سیا، که کمیته ویژه سنا از آنها نقل قول کرد نشان میدهد که مبارزه تبلیغاتی ضد آلنده در آماده کردن شرایط کودتا نقش مهمی ایفا کرده بود.(۱۰) حتماً نظامیان شیلی تحت تأثیر تبلیغات سیا که در سراسر شیلی پخش میشد قرار گرفته بودند، تبلیغاتی که به مخالفین آلنده جوخه آتش را نوید میداد و به دروغ نشان میداد که کوباییها اداره سرویس جاسوسی شیلی را در اختیار گرفته و دارند درباره فرماندهی عالی شیلی اطلاعات جمعآوری میکنند.(۱۱) سیا مستقیماً همین افسران را در سال ۱۹۷۰ به کودتا تشویق کرده و در سراسر ۱۹۷۳، در حالی که آنها توطئه کودتا را میچیدند، تماس نزدیک خود را با آنها محفوظ نگه داشته بود. «توماس کارامسین» رئیس سرویس عملیات مخفی گزارش داد «مطمئنم بذری که در کوشش ۱۹۷۰ افشانده شد در سال ۱۹۷۳ ثمر داد.»(۱۲)
دفاع «فورد» از عملیات سیا
در سال ۱۹۷۴، فورد، رئیسجمهور ایالات متحده، از عملیات سیا در شیلی با گفتن این حرف دفاع کرد:«فکر میکنم این وضع به نفع مردم شیلی و مسلّماً به طور کامل به نفع ما است.»(۱۳) انسان از خود میپرسد: منظور رئیسجمهور از این حرف چه بود. یک دیکتاتوری نظامی حیوانی جایگزین یک دوت دموکراتیک انتخابی شده است. تمام احزاب سیاسی به طور مؤثری تحریم شدهاند، کنگره بسته شده، مطبوعات سانسور میشوند، حامیان دولت قانونیِ سابق دستگیر و شکنجه شدهاند، هزاران نفر جان خود را از دست دادهاند و انتخابات تا مدت نامعینی به تعویق افتاده است. و این وضع به سود کدام منافع آمریکایی بوده است! مگر غیر از این است که دولت ما بار دیگر با یک دولت استبدادی همدست شده است:
بدین ترتیب مچ رهبران ما را بار دیگر به هنگام گفتن یک سری دروغ به کنگره و مردم درباره عملیات خود در یک کشور خارجی، گرفتهاند. سیا بار دیگر از مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد برای واژگون نمودن رژیم کشور دیگری استفاده کرده است. بیقانونی و سبعیت عملیات سیا در سراسر جهان باعث رسوایی و آبروریزی ما شده است. ایجاد رعب و وحشتی که سیا بر آن صحه گذاشته و تشویق کرده مسلّماً سرمشق دیگران خواهد شد. فقط شرکتهای آمریکایی از دخالت سیا نفع بردهاند و حتی به منافع آنها هم زیاد خدمت نشده است. اگر سرمایهگذاری شرکتها را فقط با رژیمهای استبدادی میتوان حفظ کرد، مسلّماً این شرکتها به مخاطره بزرگی تن در دادهاند. چون هیچ کشوری نمیتواند مدت زیادی احساسات و اصول میهنپرستانه ملت خود را فقط برای حمایت از سرمایهگذاریهای شرکتها در خارج زیر پا بگذارد.
عملیات سیا در شیلی صرفاً دارای اهمیت تاریخی نیست. مایکل هرینگتن، یکی از اعضای کنگره، بعد از خواندن گواهی مخفی سیا درباره شیلی نوشت:«فعالیت سازمان به عنوان یک الگو یا تجربه آزمایشگاهی برای آزمودن تکنیکهای سرمایهگذاریهای مالی سنگین در اقدامات مربوط به بیاعتبارسازی و واژگون کردن یک دولت خارجی تلقی میشود.» این «آزمایش» از لحاظ بوروکراسی در شیلی موفقیتآمیز بود (گرچه بیمار درگذشت). قربانی دوم آرژانتین بود. جاماییکا یا شاید ایتالیا قربانیهای بعدی خواهند بود. در یک کنفرانس مطبوعاتی در سپتامبر ۱۹۷۴ در جواب سؤال خبرنگاران درباره قانونی بودن عملیات سیا در شیلی از پرزیدنت فورد سؤال شد. او جواب داد:«من نمیخواهم در اینباره که آیا حقوق بینالملل چنین عملیاتی را اجازه میدهد یا نه قضاوت کنم. این واقعیت را همه پذیرفتهاند که به خاطر منافع کشور مربوطه به چنین عملیاتی دست زده میشود.»(۱۴) رئیسجمهوری آمریکا دقیقاً نگفت کشور بعدی که با این اقدامات مخفیانه «منافعش» حفظ خواهد شد، کدام است.
—————————————————————————————————————————-
پانوشتها:
۱- گزارش شیلی، صص ۲۶ تا ۲۸ و ۳۲ تا ۳۵.
۲- جان مارکز و ویکتور مارشتی، سیا و کیش جاسوسی.
۳- گزارش شیلی، ص ۲۹.
۴- فرد لاندیس، «سیا عنوان میسازد»، مجله لیبریشن، آوریل ۱۹۷۵.
۵- گزارش شیلی، صص ۲۹ و ۳۰.
۶- مارلیسل سیمونز، «ارتباط برزیل»، واشنگتنپست، ژانویه ۱۹۷۴.
۷- گزارش شیلی، صص ۲۹ و ۳۰.
۸- گزارش شیلی، ص ۳۸.
۹- سیمور هرش، «رئیس سیا سخن میگوید»، نیویورکتایمز، سپتامبر ۱۹۷۴.
۱۰- گزارش شیلی، ص ۳۸.
۱۱- همان، ص ۳۸.
۱۲- گزارش سوءقصد، ص ۲۵۴.
۱۳- جرالد فورد، متن کنفرانس خبری، ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۴، نیویورکتایمز.
۱۴- کنفرانس مطبوعاتی فورد.
عملیات آمریکا علیه رئیسجمهور شیلی (۱)

