در ۳ مرداد ۱۳۵۳ (۲۵ ژوئیه ۱۹۷۴)، یادداشت تفاهمی میان سازمان ملی هوانوردی و فضای آمریکا (ناسا) و سازمان انرژی اتمی ایران به امضا رسید.[1] این تفاهمنامه که در برخی منابع با عنوان «یادداشت تفاهم برای تولید موشکهای دوربرد در ایران» از آن یاد شده است، در بستر همکاریهای گسترده نظامی ـ فنآورانه ایران و آمریکا در دوران محمدرضا پهلوی منعقد گردید. شاه که در آن سالها و در راستای دکترین نیکسون، خود را «ژاندارم منطقه» مینامید[2] و به دنبال تبدیل ایران به یکی از پنج قدرت بزرگ جهان بود،[3] برنامههای بلندپروازانهای را در حوزههای هستهای و موشکی در دستور کار داشت.[4]
با این حال، تفاهم ۳ مرداد ۱۳۵۳ – همچون بسیاری از پروژههای همکاری فنآورانه ایران و غرب در آن دوران – هرگز به مرحله تولید عملیاتی یا پیشرفت قابلتوجهی نرسید. این پروژه، در فاصله امضای تفاهم تا سال ۱۳۵۷، بهسبب محدودیتهای اعمالشده از سوی آمریکا، تغییر رویکرد دولت کارتر و نهایتاً وقوع انقلاب اسلامی، بهکلی متوقف گردید.[5] این ناکامی، پرسش بنیادینی را در باب امکان دستیابی ایران به فنآوریهای حساس و راهبردی از مسیر همکاری با قدرتهای بزرگ مطرح میسازد.
پژوهش پیشرو در پی پاسخ به این پرسش است که چرا پروژههای همکاری فنآورانه ایران و آمریکا در حوزه موشکی، علیرغم روابط استراتژیک نزدیک دو کشور، به سرانجام نرسید؟ فرضیه مقاله آن است که ایالات متحده، حتی در اوج همکاری با رژیم پهلوی، هرگز به انتقال فنآوریهای حساس و راهبردی تن نداد و همواره بر «مهار قدرت» متحدان منطقهای خود اصرار داشت. این واقعیت، ضرورت خوداتکایی را بهعنوان شرط بنیادین استقلال ملی به اثبات میرساند.
چارچوب تحلیلی
برای تحلیل ناکامی پروژههای موشکی دوران پهلوی، مقاله حاضر از دو چارچوب نظری بهره میگیرد. نخست، نظریه وابستگی که بر اساس آن، رابطه ایران و آمریکا در دوران پهلوی را میتوان در قالب یک نظام کلاینتل توصیف کرد که در آن، دولت پیرامونی برای بقا و مشروعیت خود به دولت مرکزی وابسته است.[6] در چنین نظامی، دولت مرکزی همواره بر مهار توان نظامی کلاینت خود اصرار دارد تا از ایجاد تهدیدی بالقوه علیه منافع خود جلوگیری کند.
دوم، چارچوب «مهار قدرت» که بر اساس آن، قدرتهای بزرگ همواره به دنبال محدودسازی توان نظامی و فنآورانه متحدان خود هستند تا توازن قوا را بهنفع خود حفظ کنند.[7] در مورد ایران عصر پهلوی، آمریکا با وجود فروش گسترده تسلیحات متعارف به ایران،[8] هرگز به انتقال فنآوریهای حساس – از جمله موشکهای دوربرد و فنآوری هستهای کامل – تن نداد.[9]
زمینههای تاریخی
در تیرماه ۱۳۵۳، قانون تشکیل سازمان انرژی اتمی ایران به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اکبر اعتماد، دانشآموخته دانشگاه لوزان سوئیس، بهعنوان نخستین رئیس این سازمان منصوب گردید.[10]
هدف اصلی این سازمان، «توسعه فنآوری هستهای» بهویژه تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی تعیین شد و در ماده یک قانون تأسیس، بر استفاده از «اشعه و انرژی اتمی در صنایع، کشاورزی و خدمات و ایجاد نیروگاههای اتمی و کارخانههای شیرینکردن آب شور» تأکید گردید.[11]
شاه در همان سال، برنامههای بلندپروازانهای را برای احداث ۲۳ هزار مگاوات نیروگاه هستهای اعلام کرد و در مصاحبهای در ژوئن ۱۹۷۴، در پاسخ به پرسشی درباره امکان دستیابی ایران به سلاح هستهای، گفت: «قطعاً، و زودتر از آنچه تصور میشود».[12] این اظهارات، نگرانی جدی آمریکا را نسبت به اهداف واقعی برنامه هستهای ایران برانگیخت.[13]
یادداشت تفاهم ۳ مرداد ۱۳۵۳
در ۳ مرداد ۱۳۵۳ (۲۵ ژوئیه ۱۹۷۴)، یادداشت تفاهمی میان سازمان برنامه و بودجه دولت شاهنشاهی ایران و مؤسسه ملی هوانوردی و فضای آمریکا (ناسا) به امضا رسید.[14] این تفاهمنامه که در ۲۹ اکتبر ۱۹۷۴ (۷ آبان ۱۳۵۳) در تهران نیز به تأیید نهایی رسید[15]، در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۷۶ (۲۸ مرداد ۱۳۵۵) در سازمان ملل متحد به ثبت رسید.[16]
متن کامل این تفاهمنامه که در مجموعه معاهدات ملل متحد (جلد ۱۰۲۰) منتشر شده است، نشان میدهد که هدف اصلی آن، «دسترسی مستقیم ایران، از طریق یک ایستگاه زمینی، به دادههای ماهوارههای ERTS-۱ و ERTS-B ناسا» و همچنین «در اختیار ناسا قرار دادن دادههای جمعآوریشده توسط ایستگاه ایرانی» بوده است.[17] بهعبارت دیگر، این تفاهمنامه عمدتاً به سنجش از دور (Remote Sensing) و دریافت دادههای ماهوارهای برای کاربردهای کشاورزی، منابع طبیعی و مدیریت بحران اختصاص داشت و نه تولید موشکهای دوربرد.[18]
محدودیتهای همکاری فنآورانه: مهار قدرت در عمل
ناکامی پروژههای موشکی دوران پهلوی، صرفاً به ماهیت تفاهم ۳ مرداد ۱۳۵۳ محدود نمیشود. اسناد تاریخی نشان میدهند که ایالات متحده، حتی در اوج همکاریهای نظامی با ایران، همواره بر محدودسازی دسترسی ایران به فنآوریهای حساس اصرار داشته است.
در ۲۳ ژوئیه ۱۹۷۴ (۱ مرداد ۱۳۵۳)، یعنی تنها دو روز پیش از امضای تفاهم ناسا، شاه در دیداری با مقامات آمریکایی، «ناخرسندی خود را از عدم پاسخگویی آمریکا به درخواستهایش برای تولید تجهیزات پیشرفته نظامی در ایران» ابراز کرد.[19] در این دیدار، شاه اذعان کرد که «ایران پایگاه صنعتی لازم برای شروع تولید پیشرفته بدون کمکهای گسترده خارجی را ندارد».[20]
در همان سال، ایران تلاش کرد تا قراردادی برای تولید مشترک موشکهای تاو و ماوریک با آمریکا منعقد کند، اما پنتاگون تشخیص داد که «ایران مهارتها و زیرساختهای داخلی لازم برای تسهیل تولید را ندارد».[21] این محدودیتها، نه ناشی از ناتوانی واقعی ایران، که ناشی از سیاست عمدی آمریکا برای جلوگیری از انتقال فنآوریهای حساس بود.
در سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶)، کنگره آمریکا با تصویب قانون «کنترل صادرات اسلحه» (Arms Export Control Act)، فروش تسلیحات به ایران را با محدودیتهای بیشتری مواجه ساخت.[22] این قانون که تقویتشده قانون پیشین ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) بود، نشاندهنده تغییر رویکرد آمریکا از حمایت بیقیدوشرط به سمت مهار قدرت ایران بود.
در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷)، ایران درخواست یک برنامه توسعه مشترک موشکی با آمریکا را مطرح کرد، اما این درخواست صریحاً رد شد. همزمان، ایران پروژه «شکوفه» (Project Flower) را با اسرائیل آغاز کرد – پروژهای برای تولید موشکهای دوربرد با قابلیت حمل کلاهک هستهای – اما این پروژه نیز با وقوع انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ ناتمام ماند.[23] (درباره فریبکاری اسرائیل در این طرح، اینجا را بخوانید.)
تغییر رویکرد دولت کارتر و توقف همکاریها
با رویکار آمدن جیمی کارتر در ژانویه ۱۹۷۷ (دی ۱۳۵۵)، سیاست آمریکا در قبال ایران دستخوش تغییرات اساسی شد. کارتر که با شعار «حقوق بشر» به قدرت رسیده بود، نسبت به سیاستهای سرکوبگرانه شاه و هزینههای کلان نظامی او انتقاد داشت.[24] دولت کارتر، همکاریهای هستهای با ایران را بهشدت محدود کرد و بر تعهدات ایران در چارچوب پیمان عدم تکثیر سلاحهای هستهای (NPT) تأکید نمود.[25]
در دسامبر ۱۹۷۷ (آذر ۱۳۵۶)، کارتر در سفر خود به ایران، اگرچه به شاه قول اعطای «وضعیت ملت کاملاً مورد علاقه» (Most Favored Nation) در همکاریهای هستهای را داد، اما این وعده نیز هرگز بهطور کامل عملی نشد.[26] تا پیش از انقلاب، شتاب اولیه همکاریهای فنآورانه ایران و غرب بهشدت کاهش یافته بود و بسیاری از پروژهها – از جمله پروژه موشکی مورد نظر – عملاً متوقف شده بودند.
ضرورت خوداتکایی
ناکامی پروژههای موشکی دوران پهلوی، درس مهمی را در باب ضرورت خوداتکایی بههمراه دارد. رژیم پهلوی که تمام توان نظامی خود را بر واردات تسلیحات از غرب و بهویژه آمریکا بنا کرده بود، در عمل هرگز به استقلال فنآورانه دست نیافت. آمریکا با وجود فروش میلیاردها دلار تسلیحات متعارف به ایران[27]، هرگز به انتقال فنآوریهای حساس و راهبردی تن نداد و همواره بر مهار قدرت ایران اصرار داشت.
این واقعیت، نشان میدهد که حتی اگر کشوری «ژاندارم منطقه» نیز باشد، قدرت آن توسط قدرت بزرگ حامی، مهارشده و محدود خواهد بود. اتکای صرف به حمایت خارجی، نه تنها استقلال ملی را به مخاطره میاندازد، بلکه کشور را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد که در آن، هرگونه تغییر در سیاستهای قدرت بزرگ، میتواند تمام معادلات امنیتی کشور را بر هم زند.
انقلاب اسلامی ایران، با تأکید بر «نه شرقی، نه غربی» و «خوداتکایی»، دقیقاً بر همین واقعیت تاریخی مبتنی بود. بنیانگذاران انقلاب بهدرستی دریافتند که استقلال واقعی، تنها از مسیر اتکا به توان داخلی و قطع وابستگی به قدرتهای بزرگ حاصل میشود. تجربه تاریخی پروژههای نافرجام همکاری فنآورانه ایران و غرب، این ضرورت را بهروشنی اثبات میکند.
[1] [1] United Nations (1976). Memorandum of Understanding between the Plan and Budget Organization of the Imperial Government of Iran and NASA, United Nations Treaty Series, Vol.1020, No.14969.
[2] فردوست، حسین (۱۳۹۵). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، ص۱۹۰.
[3] Time Magazine. (1974). “Nation: Nobody Influences Me!, Time.com.
[4] National Security Archive, “The Shah of Iran Reveals Intention to Develop Nuclear Weapons,” 1974, Nuclear Files.
[5] همان.
[6] گازیوروسکی، مارک (۱۳۷۰). سیاست خارجی آمریکا و شاه: ساختن یک دولت کلاینتل در ایران، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: نشر نی، ص۱.
[7] بوزان، بری؛ ویور، اوله؛ دیوایلد، یاپ (۱۳۷۷). امنیت: چارچوبی نوین برای تحلیل، ترجمه علیرضا طیب، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، ص۸۷.
[8] U.S. Department of State (1976). Arms Export Control Act, History state.gov.
[9] National Security Archive (1974). “The Shah of Iran Reveals Intention to Develop Nuclear Weapons”, Nuclear Files.
[10] بهداروند یانی، غلامرضا (1398). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص417.
[11] همان.
[12] National Security Archive (1974). “The Shah of Iran Reveals Intention to Develop Nuclear Weapons”, Nuclear Files.
[13] National Security Archive (1974). “The Shah’s Interest in Acquiring Sophisticated Weaponry Did Not Slacken”, The Black Vault.
[14] United Nations (1976). Memorandum of Understanding between the Plan and Budget Organization of the Imperial Government of Iran and NASA, United Nations Treaty Series, Vol.1020, No.14969.
[15] U.S. Department of State (1976). Remote Sensing: Acquisition of Satellite Data: Memorandum of Understanding between the United States of America and Iran Signed at Washington and Tehran, July 25 and October 29, 1974, HathiTrust Digital Library.
[16] United Nations (1976). Memorandum of Understanding between the Plan and Budget Organization of the Imperial Government of Iran and NASA, United Nations Treaty Series, Vol.1020, No.14969.
[17] Ibid.
[18] U.S. Department of State (1976). Remote Sensing: Acquisition of Satellite Data: Memorandum of Understanding between the United States of America and Iran Signed at Washington and Tehran, July 25 and October 29, 1974, HathiTrust Digital Library.
[19] National Security Archive (1974). “The Shah of Iran Reveals Intention to Develop Nuclear Weapons”, Nuclear Files.
[20] National Security Archive (1974). “The Shah of Iran Reveals Intention to Develop Nuclear Weapons”, Nuclear Files.
[21] Cardiff University (1974). Washington to Deter the Shah from His Attempts Stretching Back to the Spring of 1974 to Secure a Coproduction Deal for TOW and Maverick Missiles, ORCA.
[22] U.S. Department of State (1976). Arms Export Control Act, History state.gov.
[23] Sciolino, E. (1986, April 1). Documents detail Israeli missile deal with the Shah. The New York Times.
[24] U.S. Department of State (1976). Arms Export Control Act, History state.gov.
[25] Ibid.
[26] Ibid.
[27] Ibid.
تصویری از محمدرضا پهلوی در سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا)

